تبلیغات
پرشین فان - وبلاگ تفریحی - حکایت آموزنده
تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391
نویسنده : مهدی اسلام زاده
ابوسعید را گفتند : کسى را مى ‏شناسیم که مقام او آن چنان است که بر روى آب راه مى ‏رود.
شیخ گفت : کار دشوارى نیست ؛ پرندگانى نیز باشند که بر روى آب پا مى ‏نهند و راه مى ‏روند. 
گفتند : فلان کس در هوا مى ‏پرد. گفت : مگسى نیز در هوا بپرد. 
گفتند : فلان کس در یک لحظه ، از شهرى به شهرى مى‏ رود.
گفت : شیطان نیز در یک دم ، از شرق عالم به مغرب آن مى ‏رود. این چنین چیزها ، چندان مهم و قیمتى نیست.
مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و یک لحظه از خداى غافل نباشد.


موضوعات مرتبط: حکایت و داستان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What is distraction osteogenesis? یکشنبه 12 شهریور 1396 05:17 قبل از ظهر
If you wish for to take a good deal from
this piece of writing then you have to apply these methods to your won website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب