تبلیغات
پرشین فان - وبلاگ تفریحی - داستان خنده دار غضنفر و پسرش
تاریخ : سه شنبه 12 شهریور 1392
نویسنده : محمدجواد بایرامی
غضنفر: برو یه نوشیدنی واسم بگیر
پسرش: كولا یا پپسی
غضنفر: كولا
... پسرش : دایت یا عادی
غضنفر : دایت
پسرش : قوطی یا شیشة
غضنفر : قوطی
پسرش : كوچك یا بزرگ
غضنفر : اصلا نمیخام واسم اب بیار
پسرش : معدنی یا لوله كشی
غضنفر : اب معدنی
پسرش : سرد یا گرم
غضنفر : میزنمتا
پسرش : با چوب یا دمبای
غضنفر : حیوون
پسرش : خر یا سك
غضنفر : گمشو از جلو چشام
پسرش : پیاده یا با دو
غضنفر : با هر جی برو فقط نبینمت
پسرش : باهام میای یا تنها برم
غضنفر : میام میكشمت ا
پسرش : با چاقو یا ساطور
غضنفر : ساطور
پسرش : قربانیم میكنی یا تیكه تیكه
غضنفر : خدا لعنتت كنه قلبم وایساد
پسرش : ببرمت دكتر یا دكترو بیارم اینجا
و ...
اینجوری شد که غضنفر دق کرد و مُرد! !!
 باهال بود نه ...



موضوعات مرتبط: حکایت و داستان ,
برچسب‌ها: خنده دار ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 07:27 بعد از ظهر
Hi there great website! Does running a blog similar to this require a massive amount work?

I have virtually no understanding of computer programming however I had been hoping
to start my own blog soon. Anyways, should you have any recommendations or tips for new blog owners
please share. I know this is off topic however I simply needed to ask.
Kudos!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب